خداحافظی با وبلاگی که دوستش دارم

سلام دوستان عزیز و همراه/ من در مقابل فیلتر شدگی وبلاگم  کم آوردم  و به وبلاگ قدیمی خودم برگشتم ..تا دوستانم مشکل برای خوندن مطالب نداشته باشن

www.asalgisou.blogfa.com

دسته‌ها:اجتماع ما

مرز در عقل و جنون باریک است

عاشق که می شوی، ظرف زیاد می شکنی ،گاهی خیره می شوی به نقطه ای نامعلوم و لبخند میزنی

بی قرار می شوی ، بیخودی چیزهایی را چک میکنی که لازم نیست ( فقط برای اینکه کاری انجام داده باشی)

زود دلتنگ می شوی ، حسود می شوی،شاید در مواردی طوری به عشقت خیره شوی

که آن – از همه جا بی خبر – به خودش شک کند !

شاید احساس کنی مبهوتی یا شگفت زده!

همه ویژگیهای مثبت – او – را بزرگ میکنی و از ویژگیهای منفی اش با لبخند یاد میکنی!

رفتارهای او را طور دیگری قضاوت می کنی ،

و حتی اگر عقلت بگوید ( غیر ممکن ) است ، دلت میگوید ( ممکن ) است!

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

مثلث برمودا

من از پشت دیوانه وار ترین احساس ها به تو می نگرم و با خیانت آلودترین تصورات ذهنی تبدیل به

یک بیمار شیزوفرنی میشوم ….

اندوه پلکهایت را حفظ میکنم و دل دل میکنم برای دوباره شنیدن تو…..  در رویاهایم نزدیک می شوم

به حجم مبهمی که به من تعلق ندارد ……..

غوطه ور می شوم در نگاهی که خیره به چشمان دیگری است….

باور نمی کنم  در این لحظه از زمان ، ناخواسته، من ضلع سوم  برمودا شده ام ….

سایه ای در گوشم می گوید: چه میخواهی ؟

می گویم : فرصت

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

ترانه سرا بودن

چهار ، پنج سال پیش،  سال های ترانه سرایی من بود … سال هایی که قلم می نوشت و من لذت می بردم از

پردازش های ذهنی ام بر روی کاغذ …..

کم کم ننوشتم … عادتش از سرم افتاد … و رغبتش …. دلتنگ شدم … دلتنگ آن همه معنا .. آن همه کلمه  ….

حالا من  دلم برای » مینوی ترانه سرا « تنگ شده  …  مینویی که خودش را بر روی برگه می نوشت.

که به نوشتن نیاز داشت.

پس کو آن ترانه ها ؟ یا این استعداد خشک شده … یا آن روزها و آن نوشتن ها اتفاقی بوده است … یا …؟؟؟؟؟

چه باید کرد؟

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

شوخی میکنم پس هستم !

 

( شوخی ) یکی از مسیرهایی بود که فروید برای  تماس با ناخودآگاه فرد از آن استفاده می کرد .

خوب است ، گاهی به شوخی های خودمان توجه کنیم ، به محتوای آنها ، تلخند؟ کنایه آمیزند؟ توجه طلبانه اند؟

شاید شوخی میکنیم که مورد توجه واقع شویم ، پذیرفته شویم  یا دیگران از بودن با ما لذت ببرند !

شاید شوخی میکنیم چون روحیه ی شادی داریم ! یا غمگین هستیم و میخواهیم خود واقعی مان را پنهان کنیم!

 

( شخصا آدم خیلی شوخی هستم و از این ابزار زیاد استفاده میکنم ! اما آگاهی از این خصیصه ،

میتونه مقوله ی  خیلی جالبی باشه ! )

 

دسته‌ها:روان شناسانه

ف.ی.ل.ت.ر

وقتی وبلاگ آدم فیلتر میشود :

در مرحله ی اول حال آدم گرفته میشود، چون مخاطبان زیادی را از دست خواهی داد.

بعد به این فکر میکنی که لابد وبلاگت ( حقایق ) را بیان کرده اند که فیلتر شده است و کمی حالت بهتر میشود که یک

مشت نوشته ی تخیلی به ملت ارائه نداده ای !

بعد، به فکر جا به جایی و ساختن وبلاگ جدید می افتی ، اما می بینی حتی اگر وبلاگ را عوض کنی ، خودت و اندیشه ات

را نمی توانی آنقدرها تغییر بدهی.

پس می مانی در وبلاگی که دیگر فیلترینگ را از سر گذرانده است و مخاطبان زیادی را از دست داده است .

وبلاگی که در آن به جای ( ف.ی.ل.ت.ر)  می توان نوشت ( فیلتر )

میتوان در آن به جای (خ.د.ا )  نوشت ( خدا ) !



دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

من مینو 22 سال دارم ، بچه ای هم ندارم !

فرزندم، دوست دارم تو را در کشوری به دنیا بیاورم،  که در آن بتوانی » خودت « باشی.

کشوری که در آن ، آزاد باشی. بتوانی آزاد فکر کنی.

کشوری که شکلات هایش، مزه ی قند ندهند.

کشوری که درآن عقده ی جنسی پیدا نکنی.که در خیابان هایش خودت را، نمالی به دخترها !

و اگر دختر شدی، بکارتت را ترمیم نکنی وقت ازدواج.

که در آن، بتوانی افکار و احساساتت را به راحتی به زبان بیاوری.

کشوری که در آن، زنان، لباس های شاد و زیبا بپوشند و موهایشان پریشان باشد.

کشوری که در آن جا، همان قدر که کار میکنی ، پول بگیری . که به حقوق تو احترام بگذارند.

که نگران نباشی، که افسرده نشوی و امیدوار باشی به آینده ات » آینده ای مشخص! «

به نظرت این کشور کجاست ؟ فکر میکنی پای مادرت  به آن جا میرسد؟

به هر حال مادرت تلاشش را میکند !  اول باید یک کار خوب پیدا کند. بعد پول بگذارد روی پول!

در همین اثنا ، پدرت هم مسلماً ، پیدا می شود !

و بعد، با هم از این خاک غریب دورمی شوند.