خانه > دسته‌بندی نشده > ترانه سرا بودن

ترانه سرا بودن

چهار ، پنج سال پیش،  سال های ترانه سرایی من بود … سال هایی که قلم می نوشت و من لذت می بردم از

پردازش های ذهنی ام بر روی کاغذ …..

کم کم ننوشتم … عادتش از سرم افتاد … و رغبتش …. دلتنگ شدم … دلتنگ آن همه معنا .. آن همه کلمه  ….

حالا من  دلم برای » مینوی ترانه سرا « تنگ شده  …  مینویی که خودش را بر روی برگه می نوشت.

که به نوشتن نیاز داشت.

پس کو آن ترانه ها ؟ یا این استعداد خشک شده … یا آن روزها و آن نوشتن ها اتفاقی بوده است … یا …؟؟؟؟؟

چه باید کرد؟

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده
  1. 2011/04/18 در 8:20 ب.ظ. | #1

    فکر میکردیم که با نوشتن دنیای بهتری خواهیم داشت ..

  2. 2011/04/22 در 1:19 ب.ظ. | #2

    سلام خانم ابراهیمیان
    پس ویلاگ قبلی چی شد؟تکلیف لینک شما
    چی می شه؟

  3. 2011/04/22 در 4:51 ب.ظ. | #3

    salam ..on ro ham daram ..ama felan chizi nadaram benevisam toosh

  4. hassan rahimi
    2011/04/26 در 6:21 ب.ظ. | #4

    همیشه نوشتن بهانه میخواهد. گاهی بهانه ها تکراریند و جوششی در کار نیست.
    با تجربه میشویم و نیاز به دنیای بزرگتر برای تجربه داریم

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.