بایگانی

بایگانیِ نوامبر 2010

دماغ

-           وقتی زندگی خوبی نداری نمی تونی روح زیبا داشته باشی ….

-          شاید باید گاهی زندگی رو شبیه قصه ها ببینی !

دیدن یک فیلم خوب از تلویزیون ، از وقایع نادری هست که هر چند سال یک بار ممکنه اتفاق بیفته.

توی این چند سال ، چند بار فیلم ( دماغ ) ساخته ی فرزاد موتمن از تلویزیون پخش شده. به نظر من این فیلم

واقعا ارزش دیدن داره.

داستان درباره ی دختری از طبقه ی اقتصادی پایین هست که یک خانواده ی سنتی و یک دماغ بزرگ داره.

علاوه بر اینکه این فیلم، معضل فقر رو خیلی خوب نشون میده ، رفتار ها ، گفتگوها ، عقاید سنتی جامعه ،

بحث های خانوادگی رو هم خیلی خوب و شدیداً ملموس، به تصویر میکشه.

شرایط یک دختر رو بخوبی توصیف میکنه، که باید با همه سازهای این جامعه برقصه :

این دختر باید هر چه زودتر ازدواج کنه. چون وضع مالی خیلی بدی دارن!

چندان هم خواستگار نداره ، چون ظاهر زیبایی نداره!

به هر زحمتی میره سر کار تا خرج عمل بینی ش رو در بیاره و به خانواده ش میگه که داره میره کتابخونه

درس بخونه ، و ……

در کل ، من یه درک جامعه شناسانه ی قوی توی این فیلم دیدم ، و واقعا پسندیدمش.


دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

تعهد

تعهد ، چیز به درد بخوری است یا دست و پا گیر است؟

چرا عده ای از تعهد دوری می کنند؟ و عده ای بدون آن نمی توانند زندگی کنند ؟

چرا برخی ازدواج موقت و برخی رابطه ی دوستی را» در هر شرایطی» به عقد دائم ترجیح می دهند؟

 


 

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.